على محمدى خراسانى
7
شرح رسائل (فارسى)
1 - ابقاء يك شيئى بر دو گونه است : الف : ابقاء واقعى كه درحقيقت تعبير به بقاء بايد كرد يعنى چيزى در واقع و نفس الامر باقى است چه ما بخواهيم يا نه و چه ادراك بكنيم يا خير . ب : ابقاء ظاهرى تعبدى كه در ظاهر ابقاء مىكنيم امّا بحسب واقع ممكن است ابقائى نباشد و ابقاء ظاهرى هم دو نوع است : الف : ابقاء عملى و آن اينكه شخص مكلف در خارج و در مقام عمل به حالت سابقه ملتزم شود فى المثل تا ديروز كه يقين به وجوب داشت عملا انجام مىداد امروز هم كه شك دارد باز عمل كند و به شك اعتنا نكند به گونهاى كه كانّ شكى حاصل نشده . ب : ابقاء حكمى و آن عبارتست از حكم به بقاء آنگاه حاكم به اين بقاء عند المتقدّمين عقل بوده و لذا آنها استصحاب را از ادلّه عقليه مىدانستند و معناى حكم عقل همان ادراك عقل است آن هم ادراك ظنّى بقاء حالت سابقه و البتّه از طريق ملازمه حكم شرعى هم استكشاف مىشود . بنا بر قبول چنين ملازمهاى و عند المتأخرين حاكم به بقاء برطبق حالت سابقه شارع مقدس است كه به بركت اخبار لا تنقض چنين حكمى را صادر كرده است حال منظور از ابقاء در تعريف استصحاب همين ابقاء حكمى يا حكم به بقاء است . 2 - منظور از ماء موصوفه در تعريف احد الامرين على سبيل منع خلوّ است : الف : يا منظور حكم شرعى است از قبيل وجوب - حرمت و . . . كه ابقاء مىشوند . ب : و يا منظور موضوع حكم شرعى است از قبيل عدالت زيد و حيات بكر و . . . بنابراين هر حكمى و لو عادى و عقلى و . . . و هر موضوعى و لو داراى اثر شرعى نباشند مراد نيست و شخص اصولى و فقيه كارى به آنها ندارد . 3 - ابقاء ما كان در يك تقسيم سه نوع مىشود :